رابرت ردفورد 71 ساله از اسطوره های زنده سینمای هالیوود است. مردی که از ابتدای دهه 1960 با بازیگری وارد ‏سینما شد و دو دهه بعد با ساختن مردم معمولی کارگردانی و سپس تهیه کنندگی را نیز به کارنامه خود افزود. در میان ‏بازیگرانی که چون او به کارگردانی نیز پرداخته اند، غیر از کلینت ایست وود کمتر کسی پیدا می شود که برای اولین ‏فیلمش اسکار بهترین کارگردانی را دریافت کرده و بعدها بار دیگر نامزد همین جایزه[برای مسابقه حضور ذهن] شده ‏باشد. ردفورد 4 سال قبل اسکاری افتخاری نیز برای یک عمر فعالیت هنری خود دریافت کرد، بنیان گذار جشنواره ‏سندنس و حامی فیلمسازان جوان و مستقل در هر جا که زمانی تصویر مرد آمریکایی معترض به سیستم فریبکار بود یا ‏حداقل فریب خورده همین سیستم که می کوشید آن را اصلاح کند. این تصویر بعدها با زندگی شخصی و کارنامه او گره ‏خورد و ردفورد نماد آمریکایی خوب، معتقد به دموکراسی واقعی به دور از میلیتاریسم و اصلاح گری درون سیستم ‏گشت. این طرز نگاه در فیلم هایی که کارگردانی یا تهیه کرد بازتاب یافت و شیرهایی برای بره ها چشمگیرترین نمونه ‏آن است که در جهت مخالف سیاست های جورج بوش پسر گام برمی دارد. ‏

شیرهایی برای بره ها سوالی اساسی در پیش روی آمریکایی ها و به خصوص دولتمردان آمریکایی و شکل دهندگان ‏طرز تفکر[استادان دانشگاه یا نویسندگان و روزنامه نگاران] می گذارد: چقدر وجدان خود را راحت می یابید؟
شاید طرح چنین سوالی د قالب فیلمی 35 میلیون دلاری و پر از گفت و گو کاری عقلانی و یا لااقل سودآور به نظر ‏نیاید، اما در پشت این سوال بنیادین سیستمی به چالش طلبیده شده که جورج بوش و سناتور ایروینگ فقط نمایندگان حقیر ‏آن هستند. سناتور ایروینگ در برابر خبرنگاری متعهد که روش های او را غیر انسانی می یابد، سوالی را می پرسد که ‏چکیده طرز تفکر آمریکایی است: می خواهید در جنگ علیه تروریسم برنده بشوید؟ آره یا نه؟ ‏

دکتر استیون مالی استاد دانشگاه نیز به نقل از ژنرالی آلمانی به دانشجوی خود می گوید‎ ‎‏"تا به حال دیده نشده که شیرها ‏توسط گوسفندها هدایت و رهبری شده باشند!"‏

چنین برخوردهایی دنیای امروز ما را شکل می دهند. دنیایی که هنوز دولتمردانش ایمان دارند که جنگ ادامه منطقی ‏دیپلماسی است!‏

با این حال فیلم در قالبی نو که در ترافیک و بابل امتحان خود را به خوبی پس داد، در زمان موازی و در سه مکان ‏متفاوت قصه خود را پیش می برد. البته می تواند برای دوستداران تام کروز و فیلم های اکشن وی مایه سرخوردگی ‏باشد. اما برای کسانی که فیلم ها سیاسی حتی را صرفاً به دلیل مطرح کردن سوال دوست دارند و دنبال می کند، آخرین ‏فیلم دفورد اثری مهم و قابل اعتنا است. چون نتیجه ای مشخص یا راه حلی قطعی به تماشاگر عرضه نمی کند. شاید چنین ‏طرز برخوردی برای بسیاری از تماشاگران قانع کننده یا کافی نباشد. حتی همدلی وی با خبرنگاری که از رابطه رسانه ‏ها با سیاست منزجر شده و قصد رها کردن شغل را دارد، به شکلی کامل یا حداقل از نوع دهه هفتادی آن ارضاء کننده ‏به چشم نمی آید. اما بیداری وجدان او نشانه خوبی است. ولی فراموش نکنیم تروریسم مشکل یک کشور به خصوص ‏مانند آمریکا نیست. بلکه این بلایی است که گریبان همه دنیار ا گرفته و بر خلاف همیشه که نور از شرق بود! این بار ‏جهل و تاریکی است که از شرق طلوع کرده است. شخصاً هنگام تماشای فیلم این سوال به ذهنم خطور کرد: کی جنگ ‏تمام خواهد شد؟

 

منبع: http://movie86.blogfa.com/