کدام یک از بازیگران مرد ایرانی بیشترین شباهت چهره را به تام کروز دارد؟

کدام یک از بازیگران مرد ایرانی بیشترین شباهت چهره را به تام کروز دارد؟

کدام یک از بازیگران زیر بیشترین شباهت را به تام کروز دارد؟
سام درخشانی
محمد رضا فروتن
مهدی پاکدل
بهرام رادان
امین حیایی
 
این یه نظر سنجی جالبه که بدونیم کی از نظر ظاهری شبیه تام کروزه.
تو نظر سنجی که تو کلوب خودم انجام دادم مهدی پاکدل بالاترین رای رو آورد. کمی دقت کنیم می بینیم که مهدی پاکدل به خصوص زمانی که اخم می کنه خیلی شبیه تام میشه. بیشتر سریال اولین شب آرامش زمانهایی که بدون عینک بود شبیه تام تو چشمان کاملا بسته بود.
فروتن از ناحیه چشم و ابرو به خاطر فاصله کم ابروها با چشم شبیه و از نظر کاری هم گزیده کار بودنش و بازی در فیلمهای درست و حسابی شبیه تام است.
سام درخشانی تو سریال با من بمان به نقش جوان اسکیزوفرنیک خیلی شبیه تام تو فیلم روزهای رعد بود اما کلا کمتریت شباهت رو داره.
بهرام رادان الان شباهت عجیبی به تام تو آخرین سامورایی پیدا کرده . هر موقع می بینمش بی اختیار یاد آخرین سامورایی می افتم.خودشم میدونه اینجوری شیبه تام میشه و سعی کرده سبک کاریش رو مثل تام با کلاس کنه.
امین حیایی به خصوص وقتی عینک دودی فریم بزرگ می زنه با موهای کوتاه خود تام میشه. میشه از نظر محبوبیت و با کلاس بودن هم با تام مقایسه بشه. اما امین تفاوتهای کلی تو صورت با تام داره.
در نهایت اگر نظر من رو بخواهید اینجوری به ترتیب بیشترین شباهت طبقه بندی می کنم:
۱-مهدی پاکدل
۲-امین حیایی با عینک دودی و بهرام رادان با ریش انبوه و موهای بلند
۳- فروتن از نظر بازی
در نهایت قضاوت با شما.
 

جیمی فاکس از تام می گوید

هموطن آنلاین- «تام کروز درست به سان مایکل جردن می‌ماند. او همه چیز را برای موفقیت دارد و همیشه پیروز است.»
«کروز هیچگاه سقوط و خطایی نداشته بنابراین همه مردم منتظر هستند تا روزی سقوط و شکست او را ببینند.»
«اگر کسی در صورت من آب به پا شد من با او برخورد سختی خواهم کرد» فاکس این اظهارات را برای اعتراض به برنامه تلویزیونی که کروز را در حال غوطه‌ور شدن در آب نشان می‌داد بیان کرده است.
کروز  در ماه ژوئن ۲۰۰۵ در لندن در حین فیلمبرداری جنگ جهانها با فوران شدید توهین آمیز آب به صورت خود مواجه شد.
فاکس همچنین توضیحاتی را در مورد نامزدی کروز با کتی هلمز بلافاصله پس از قطع رابطه او با پنلوبه کرز هنرپیشه زیبای اسپانیایی داده است.
او مدعی شده کروز در درد و دلی دوستانه به او گفته که از داشتن روابط زودگذر خسته شده و آرزوی تشکیل خانواده‌ای را در سر می‌پروراند.
فاکس پرنده جایزه اسکار ۲۰۰۵ برای بازی در نقش "ری" است.در فیلم جانبی  در کنار کروز به ایفای نقش پرداخته است.

من و تام کروز

سایت کلوب رو همه فکر کنم میشناسین اونجا من کلوبی دارم به اسم تام کروز که خیلی کامل و جالبه

توصیه میکنم همه علاقه مند ها یه سری به اونجا بزنن

غیر ازینکه از کلوب تام کروز بازدید می کنین می تونین دوستانی هم پیدا کنین یا انکه واسه کارتون تبلیغات کنین و خیلی کارهای دیگه.

این ادرس خودم:http://www.cloob.com/profile/main/home/username/maji

این ادرس تام کروز:http://www.cloob.com/clubname/clubtom

اینم دعوتنامه واسه عضویت:http://www.cloob.com/user/register/step1/code/g2jcNc8pU77iHHYb

تام کروز و جورجیو آرمانی

تام کروز و جورجیو آرمانی
در ایتالیا تام کروز و همسرش کیتی هولمز و سوری دخترشان از خانواده سلطان مد جهان جورجیو آرمانی بازدید کردند. کروز که سابقا از طرفداران آرمانی بوده و آرمانی لباس او و همسرش را در مراسم عروسی تهیه کرده در ایتالیا ضمن بازدید و خرید از آرمانی زمانی را هم به بازدید از او و خانواده اش اختصاص داد. در ادامه سفر به کوهها رفته و به ورزشهای زمستانی چون اسکی و اسنو جت پرداخته است.
تام کروز از طرفداران ورزش اسکی است.

عشق مادر

تام کروز با ترتیب دادن جشن تولدی به یاد ماندنی برای مادرش محبت خود را به او نشان داد.
او مادر و 10 تن از اعضای فامیل را به لاس وگاس برد تا در کنار همدیگر تولد 70 سالگی مادرش را جشن بگیرند.
ماری لی مادر این هنرپیشه ، کتی هلمز نامزد او و اعضا خوشبخت خانواده وی تور بسیار گرانقیمتی ترتیب دادند و در تمام لاس وگاس به گردش پرداختند.
در این تور مانند جشن تولد پل مک کارتی آهنگ تولدت مبارک برای مادر کروز نواخته شد و او آنچنان به وجد آمد که شروع به گریه کردن کرد.
کروز و دیگر اعضا خانواده سپس برای صرف ناهار به گران ترین رستوران آنجا رفته و به بهترین شکل تولد این پیرزن را جشن گرفتند.

چشمان کاملاً بسته

کارگردان استنلی کوبریک
تهیه‌کننده استنلی کوبریک
نویسنده استنلی کوبریک و فردریک رافائل
با نگاهی به داستان «داستانک رویایی» اثر آرتور شنیتسلر
بازیگران تام کروز
نیکول کیدمن
سیدنی پولاک
ماری ریچاردسون


توزیع‌کننده برادران وارنر
انتشار ۱۳ ژوئیه ۱۹۹۹
مدت ۱۵۹ دقیقه
زبان انگلیسی
بودجه ۶۵ میلیون دلار


این کار آخرین کار استاد استنلی کوبریک است که ویرایش پایان فیلم را نیز ایشان انجام نداده است.

دکتر ویلیام هارفورد که به همراه همسرش به مهمانی یکی از سرشناسان نیویورک - ویکتور زیگلر - رفته است، توسط صاحبخانه به طبقه بالا خوانده می‌شود تا زن جوانی به نام مَندی را که در مصرف مواد مخدر زیاده‌روی کرده و  بیهوش شده است، معاینه کند. آلیس، همسر او، در غیابش با مهمان دیگری سرگرم گفت و گو می‌شود. در انتهای شب در خانه، بحثی در مورد روابط  زن و مرد و حسادت بین آنها در می‌گیرد و آلیس پیش شوهرش اعتراف می‌کند که زمانی به یک افسر نیروی دریایی علاقمند بوده است. بین زن و شوهر بحث در می‌گیرد و مرد برای انجام یک فوریت شغلی از خانه بیرون می‌آید. سپس پریشان از حرفهای آلیس در شهر راه می‌افتد و به شکلی می‌خواهد با خیانت کردن، از حسی که آلیس نسبت به آن ملوان داشته است انتقام بگیرد.

بیل با آدمهای مختلفی برخورد می‌کند و یکی از دوستان قدیمی‌اش به نام نیک که در یک کافه پیانو می‌زند، درباره یک میهمانی مخفی برایش تعریفهایی می‌کند. برای رفتن به این میهمانی حاضران باید کلمه عبور را بدانند. نیک این کلمه را به بیل می‌گوید. بیل برای رفتن به این میهمانی به لباسی مخصوص و ماسک نیازمند است، این لباس را به سختی تهیه می‌کند و به میهمانی می‌رود. در آنجا با صحنه‌های آئینی و مجلس عیاشی اسرارآمیزی روبه‌رو می‌شود. در این بین زنی نزد بیل می‌آید و او را ترغیب به رفتن می‌کند، ولی بیل می‌ماند و گرفتار می‌شود. یکی از مسئولان مهمانی کلمهٔ عبور دوم را از وی سوال می‌کند که او آن را نمی‌داند. مرد به او می‌گوید که باید مجازات شود و از او می‌خواهد که ماسکش را بردارد. در این بین زنی اعلام می‌کند که حاضر است تاوان کار بیل را بدهد و به جای او مجازات شود. بنابراین دکتر هارفورد از مجازات رهایی می‌یابد و به خانه می‌رود.

چند روز بعد، بیل اطلاع می‌یابد که مَندی - مانکن جوانی که در مهمانی ابتدای فیلم معاینه‌اش کرده بود - بدلیل زیاده‌روی در مصرف مواد مخدر، مرده است و پی می‌برد که آن زن همان نجات‌دهنده‌اش است. به سردخانه می‌رود و جسد او را می‌بیند. دوست ویلیام - زیگلر - که در مهمانی بوده به او می‌گوید که این همان دختر است ولی به خاطر مصرف بیش از حد مواد مخدر جانباخته است و توطئه و قتلی در میان نیست. ویلیام به خانه باز می‌گردد و می‌فهمد که آلیس ماسکی که در مهمانی به چهره داشته را یافته است و از آشکار شدن مخفی‌کاری و حس گناه می‌گرید.

آلیس از خواب بیدار می‌شود، کابوسی که دیده را برای بیل تعریف می‌کند. سپس بیل تمام ماجرا را برای آلیس نقل می‌کند و به هنگام صبح به همراه دختر کوچکشان برای خرید کریسمس می‌روند. در فروشگاه، آلیس در انتهای گفتگوی پایانی فیلم به بیل می‌گوید که «در مورد آینده چیزی نمی‌دانم، اما اولین کاری که باید بکنیم، ع .ش. ق بازی(صکص) است».