کدام یک از بازیگران مرد ایرانی بیشترین شباهت چهره را به تام کروز دارد؟













هموطن آنلاین- «تام کروز درست به سان مایکل جردن میماند. او همه چیز را برای موفقیت دارد و همیشه پیروز است.»
«کروز هیچگاه سقوط و خطایی نداشته بنابراین همه مردم منتظر هستند تا روزی سقوط و شکست او را ببینند.»
«اگر کسی در صورت من آب به پا شد من با او برخورد سختی خواهم کرد» فاکس این اظهارات را برای اعتراض به برنامه تلویزیونی که کروز را در حال غوطهور شدن در آب نشان میداد بیان کرده است.
کروز در ماه ژوئن ۲۰۰۵ در لندن در حین فیلمبرداری جنگ جهانها با فوران شدید توهین آمیز آب به صورت خود مواجه شد.
فاکس همچنین توضیحاتی را در مورد نامزدی کروز با کتی هلمز بلافاصله پس از قطع رابطه او با پنلوبه کرز هنرپیشه زیبای اسپانیایی داده است.
او مدعی شده کروز در درد و دلی دوستانه به او گفته که از داشتن روابط زودگذر خسته شده و آرزوی تشکیل خانوادهای را در سر میپروراند.
فاکس پرنده جایزه اسکار ۲۰۰۵ برای بازی در نقش "ری" است.در فیلم جانبی در کنار کروز به ایفای نقش پرداخته است.
توصیه میکنم همه علاقه مند ها یه سری به اونجا بزنن
غیر ازینکه از کلوب تام کروز بازدید می کنین می تونین دوستانی هم پیدا کنین یا انکه واسه کارتون تبلیغات کنین و خیلی کارهای دیگه.
این ادرس خودم:http://www.cloob.com/profile/main/home/username/maji
این ادرس تام کروز:http://www.cloob.com/clubname/clubtom
اینم دعوتنامه واسه عضویت:http://www.cloob.com/user/register/step1/code/g2jcNc8pU77iHHYb



| کارگردان | استنلی کوبریک |
|---|---|
| تهیهکننده | استنلی کوبریک |
| نویسنده | استنلی کوبریک و فردریک رافائل با نگاهی به داستان «داستانک رویایی» اثر آرتور شنیتسلر |
| بازیگران | تام کروز نیکول کیدمن سیدنی پولاک ماری ریچاردسون |
| توزیعکننده | برادران وارنر |
| انتشار | ۱۳ ژوئیه ۱۹۹۹ |
| مدت | ۱۵۹ دقیقه |
| زبان | انگلیسی |
| بودجه | ۶۵ میلیون دلار
|
|
این کار آخرین کار استاد استنلی کوبریک است که ویرایش پایان فیلم را نیز ایشان انجام نداده است. | |
بیل با آدمهای مختلفی برخورد میکند و یکی از دوستان قدیمیاش به نام نیک که در یک کافه پیانو میزند، درباره یک میهمانی مخفی برایش تعریفهایی میکند. برای رفتن به این میهمانی حاضران باید کلمه عبور را بدانند. نیک این کلمه را به بیل میگوید. بیل برای رفتن به این میهمانی به لباسی مخصوص و ماسک نیازمند است، این لباس را به سختی تهیه میکند و به میهمانی میرود. در آنجا با صحنههای آئینی و مجلس عیاشی اسرارآمیزی روبهرو میشود. در این بین زنی نزد بیل میآید و او را ترغیب به رفتن میکند، ولی بیل میماند و گرفتار میشود. یکی از مسئولان مهمانی کلمهٔ عبور دوم را از وی سوال میکند که او آن را نمیداند. مرد به او میگوید که باید مجازات شود و از او میخواهد که ماسکش را بردارد. در این بین زنی اعلام میکند که حاضر است تاوان کار بیل را بدهد و به جای او مجازات شود. بنابراین دکتر هارفورد از مجازات رهایی مییابد و به خانه میرود.
چند روز بعد، بیل اطلاع مییابد که مَندی - مانکن جوانی که در مهمانی ابتدای فیلم معاینهاش کرده بود - بدلیل زیادهروی در مصرف مواد مخدر، مرده است و پی میبرد که آن زن همان نجاتدهندهاش است. به سردخانه میرود و جسد او را میبیند. دوست ویلیام - زیگلر - که در مهمانی بوده به او میگوید که این همان دختر است ولی به خاطر مصرف بیش از حد مواد مخدر جانباخته است و توطئه و قتلی در میان نیست. ویلیام به خانه باز میگردد و میفهمد که آلیس ماسکی که در مهمانی به چهره داشته را یافته است و از آشکار شدن مخفیکاری و حس گناه میگرید.
آلیس از خواب بیدار میشود، کابوسی که دیده را برای بیل تعریف میکند. سپس بیل تمام ماجرا را برای آلیس نقل میکند و به هنگام صبح به همراه دختر کوچکشان برای خرید کریسمس میروند. در فروشگاه، آلیس در انتهای گفتگوی پایانی فیلم به بیل میگوید که «در مورد آینده چیزی نمیدانم، اما اولین کاری که باید بکنیم، ع .ش. ق بازی(صکص) است».
